نقد و بررسی بازی Brigandine: The Legend of Runersia

“به قلم شهاب زارعی”

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

امروزه بازی‌های تاکتیک نوبتی یکی از محبوب‌ترین زیرشاخه‌های سبک استراتژی هستند ولی پایه و اساس این عناوین بیش از ۲ دهه پیش توسط بازیسازان متعددی بنا شده است. خصوصاً توسعه دهندگان ژاپنی جزء اولین افرادی بودند که به ترکیب سبک تاکتیک نوبتی با نقش‌آفرینی پرداختند و زمینه حضور فرنچایزهای موفقی چون Fire Emblem‌ را فراهم کردند. یکی از این بازی‌های کمتر شناخته شده ژاپنی، عنوان Brigandine است که در اواخر دهه‌ی ۹۰ برای کنسول PlayStation منتشر شد. این بازی با استفاده از مکانیک‌های بخصوص خود مانند ترکیب مدیریت کشور با هدایت نبردها، توانست تجربه متفاوتی نسبت به رقبا ارائه داده و نمونه خوبی از پتانسیل بالای این سبک باشد. حال بعد از گذشت بیشتر از ۲۰ سال شاهد دنباله‌ای از این مجموعه بنام Brigandine: The Legend of Runersia‌ هستیم که برای کنسول نینتندو سوییچ منتشر شده.

مانند اولین Brigandine، The Legend of Runersia نیز عنوانی مرکب از چند سبک در اختیارمان می‌گذارد. شما قادر خواهید بود پادشاهی خود را مدیریت کنید، شخصیت‌هایتان را ارتقاء یا تغییر کلاس دهید، با شرکت در کوئست‌ها آیتم‌های گوناگون و XP بدست بیاورید، داستان بازی را به سبک رمان بصری (Visual Novel) فرا بگیرید و در نبردهای تاکتیک نوبتی شرکت کنید. البته ترکیب موفق این سبک‌ها به توسعه‌ی لازم برای هر بخش و همکاری بخش‌های مختلف با یکدیگر نیاز دارد. برای نقد و بررسی این عنوان با پردیس‌گیم همراه باشید.

همانگونه که از اسم بازی پیداست، داستان بازی به سرزمین Runersia می‌پردازد. این سرزمین از نعمت‌های Rune God بهره‌مند شده و سرشار از Mana است؛ از این رو، جادو و موجودات جادویی نقش برجسته‌ای در زندگی مردم دارند. در چنین دنیایی، جنگجویان قدرمتندی وجود دارند که قادرند با بکارگیری مانا، موجودات جادویی و هیولاهایی همچون اژدها و اسب تک‌شاخ را به سلطه‌ی خود درآورند. این افراد که Rune Knight نامیده می‌شوند، اصلی‌ترین نیروی جنگی قاره هستند؛ مسئله‌ای که باعث شده تا قدرت کشورهای این سرزمین به تعداد و کیفیت آن‌ها بستکی داشته باشد. علاوه براین از میان ۶ کشور موجود در سرزمین Runersia، رهبران ۵ کشور—که خود Rune Knightهای توانایی هستند—از زره‌های جادویی قدرتمندی بنام Brigandine بهره می‌برند که اجدادشان با استفاده از آن‌ها دنیا را در برابر هیولایی مخوف محافظت کرده بودند.

این Brigandineها نمایانگر خصلت‌های عدالت، آزادی، پیروزی، خودپنداری و تقدس هستند، و نمایانگر فلسفه هر کشورند. برای مثال، دزدان دریایی جزایر متحد میرِلوا Brigandine خودپنداری را در اختیار دارند، درحالی که شوالیه‌های جوانمرد پادشاهی نورزالِئو صاحب Brigandine عدالت هستند. در Lore بازی، این زره‌ها علاوه بر قدرت نظامی‌شان، از اهمیت فرهنگی-سیاسی بسیار بالایی نیز برخوردار هستند و اغلب تأثیر مستفیمی بر روابط میان کشورها دارند. برای مثال، امپراتوری مقدس گوستاوا تنها کشوری است که میزبان یک Brigandine نبوده و به همین دلیل در چشم کشورهای همسایه بالاتر از بربرهای وحشی نیست.

داستان بازی در سال ۷۸۱ شروع می‌شود؛ هنگامی که حوادث سیاسی بزرگ در این ۶ کشور دنیا را به آشوب می‌کشاند. طی این حوادث نیمی از کشورها، تحت کنترل رهبران تازه‌ای قرار می‌گیرند و فضای سیاسی تازه، دوستان دیروز را به دشمنان امروز تبدیل می‌کند. در چنین شرایطی هر ۶ کشور بازی برای مقابله به مثل یا حتی برای سوء استفاده از این آشوب، دست به تهاجم به یکدیگر می‌زنند و تمام قاره را وارد یک نبرد ۶ طرفه می‌کنند. در این بین شما قادر خواهید بود کنترل کشور دلخواه‌تان را در اختیار بگیرید و اولین قدم را برای فتح کل Runersia بردارید.

البته Lore بازی تنها به این توضیحات ختم نمی‌شود. شما پس از انتخاب کشور مورد علاقه‌تان نه تنها قادر خواهید بود نبرد را از دید آن‌ها تجربه کنید، بلکه رفته رفته و با فتح شهر‌های بیشتر، پرده از تاریخ آن‌ها نیز خواهید برداشت. با توجه به اینکه هر کشور باورهای تاریخی خود را دارد، قهرمانان افسانه‌ای یکی ممکن است دشمن دیرینه‌ی دیگری باشد. پی بردن از ساز و کار و تاریخ کشوری که توجه‌تان را جلب کرده به هیچ عنوان خالی از لطف نیست، اما متأسفانه در این بازی تنها دلیلی است که ممکن است بر انتخاب شما تأثیر بگذارد. سازندگان با وجود خلق Lore عمیق برای هر کشور، نتوانسته‌اند این حقایق تاریخی را در گیم‌پلی بازی پیاده کنند و از این رو، تنها نقش تزئینی در بازی دارند.

بازی با نمایش نقشه‌ای از سرزمین Runersia و انتخاب کشور مورد نظرتان شروع می‌شود. سپس در قالب رمان بصری با رهبر کشور و مهم‌ترین فرماندهان او آشنا شده و اندکی از شرایط تاریخی-سیاسی موجود مطلع می‌شوید. این کات‌سین‌های به سبک رمان بصری دقیقاً به همان شیوه هستند که بارها در بازی‌های ژاپنی دیده‌ایم، اما طراحی هنری شخصیت‌ها به شکلی است که فوراً جلوه‌ی یک تابلو نقاشی را می‌دهد—جلوه‌ای خاص که در کمتر عناوین ژاپنی دیده می‌شود. در نهایت به نقشه باز خواهید گشت تا در فاز سازماندهی نیروهایتان را مدیریت کرده و در فاز حمله فتوحات خود را افزایش دهید.

همانطور که گفته شد اولین بخشی که باید با آن دست و پنجه نرم کنید، فاز سازماندهی است. در این بخش شاهد تمام کشورهای بازی هستیم و می‌توانیم مسیرهایی که شهرهای مختلف را بهم وصل می‌کنند مشاهده کنیم. همچنین مسیر‌هایی که بین شهرهای شما و مناطق دشمنان قرار دارند، با نشان شمشیر مشخص شده‌اند تا جبهه‌های جنگ را نمایش دهند. طبیعتاً نیروهای تمام کشورها در چنین مناطقی متمرکز شده‌اند تا در صورت نیاز دفاع یا حمله کنند. شما نیز باید با جابجایی نیروهای خود تعادل قابل قبولی برقرار کنید و به شهرهای ضعیف دشمن حمله ببرید. متأسفانه این بخش با وجود اینکه پتانسیل بالایی برای اعمال استراتژی‌های مختلف دارد، اما از عمق کافی برخوردار نیست. هیچ‌گونه سیستم دیپلوماسی برای صلح، اتحاد یا تجارت برقرار نشده و به هیچ عنوان قادر نخواهید بود که اعمال هوش مصنوعی را پیش‌بینی کنید.

محور اصلی بازی حول Rune Knightهای قدرتمند و هیولاهای تحت فرمانشان جریان دارد. مانند بازی‌های نقش‌آفرینی، هرکدام از این افراد دارای لول، کلاس، تجهیزات، سلامتی و قدرت جادویی هستند. این شوالیه‌ها که ترکیبی از شخصیت‌های مهم و NPCهای تکراری هستند، تعداد محدودی دارند و هیچ‌گاه کامل کشته نمی‌شوند. در عوض هیولاهای تحت فرمان این شوالیه‌ها با وجود اینکه بسیاری از خصوصیات نقش‌آفرینی آن‌ها را در اختیار دارند، اما محدودیتی جز ثروت کشورتان ندارند و در صورت کشته شدن، تنها با آیتم‌های احیا کننده کمیاب بازخواهند گشت. اغلب مجبور خواهید بود تلفات‌تان را با احضار هیولاهای جدیدی جبران کنید که از لول ۱ شروع می‌کنند، پس بهتر است از کشته شدن آن‌ها جلوگیری کنید. احضار هیولاها در شهرها انجام می‌پذیرد و نوع آن‌ها در هر شهر متفاوت است؛ با این حال تنها Rune Knightها قادر هستند که از آن‌ها استفاده کنند.

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، سرزمین Runersia سرشار از مانا است. مانا واحد پول اصلی بازی است که توسط شهرها تولید می‌شود و میزان هیولاهایی که می‌توانید در یک زمان در اختیار داشته باشید را تأیین می‌کند؛ چراکه علاوه بر هزینه اولیه‌ی احضار هیولاها، برای ادامه وجودشان باید هر نوبت مقداری مانا پرداخت کنید. البته با پیشروی در بازی به دلیل میزان محدود Rune Knightها خیلی بیشتر از نیازتان صاحب مانا خواهید بود. حتی هیچ‌گونه فروشگاهی نیز در بازی وجود ندارد تا به شما اجازه تهیه آیتم بدهد و میزان مانای شما را توجیه کند. در عوض برای تهیه آیتم و تجهیرات جدید مجبور هستید هر نوبت چندین شوالیه خود را به کوئست بفرستید و به خدایان RNG دعا کنید! دسترسی به این کوئست‌ها مانند اعمال دیگر، از طریق منو شهرها امکان پذیر است که رابط کاربری ضعیف و غیرمنطقی دارد. برای مثال با انتخاب گزینه Troops قادر خواهید اعمال گوناگونی نظیر تغییر کلاس و احضار هیولا انجام دهید ولی گزینه‌های اختصاصی برای همین اعمال در منو وجود دارد؛ با این تفاوت که در این گزینه‌های اختصاصی امکان اجرای فرمان‌های دیگر کاملاً‌ از شما صلب می‌شود.

بعد از تقویت ارتش و منتقل کردن نیروها بر حسب نیاز، نوبت به فاز حمله می‌رسد. در این بخش کار شما ساده است و صرفاً باید بر حسب نیاز دستور حمله به شهرهای دشمن را صادر کنید. بعد از ثبت فرمان‌های مورد نظر، حمله‌ها یکی پس از دیگری شروع می‌شوند و وارد بخش اصلی بازی یعنی مبارزه‌های تاکتیکی-نوبتی می‌شویم. در این حملات از هر طرف حداکثر ۳ شوالیه و هیولاهای تحت فرمانشان شرکت می‌کنند و یک کشور در نقش مهاجم و دیگری در نقش مدافع قرار می‌گیرد. مانند بازی‌های مشابه، هدف نابودی نیروهای دشمن یا به عقب نشینی وادار کردن‌شان است اما مکانیک‌های خاص بازی باعث شده تا رویکرد متفاوتی برای رسیدن به پیروزی اتخاذ شود. همانطور که اشاره شد هیولاها وابسته به شوالیه خود هستند، بنابراین شکست دادن شوالیه‌های دشمن تمام هیولاهای تحت فرمان او را نیز منهدم کرده یا امکان تسخیر کردنشان را فراهم می‌کند. با توجه به اینکه مبارزه مستقیم با هیولاهای دشمن تلفات سنگینی را ایجاد می‌کند، اغلب تمام استراتژی شما حول از میان برداشتن فرماندهان دشمن خواهد بود.

هنگام شروع مبارزات اولین چیزی که توجه‌مان را جلب می‌کند استفاده از خانه‌های شش ضلعی بجای مربعی است. اینگونه شبکه‌بندی که در کمتر بازی تاکتیکی نوبتی مشاهده می‌شود، باعث شده تا تاکتیک‌های محاصره‌ای اهمیت بیشتری پیدا کنند. سازندگان نیز از این مسئله باخبر بوده‌اند و مکانیک‌هایی را طراحی کرده‌اند که چنین تاکتیک‌ها را عمیق‌تر می‌کند. برای مثال خانه‌های اطراف هر سرباز شدیداً امکان حرکت دشمنان را کاهش می‌دهد و آن‌ها را مجبور به درگیری می‌کند. همچنین با محاصره‌ی دشمنان از ۲ طرف آن‌ها گرفتار حمله‌ی گازانبری می‌شوند و بیشتر از یک خانه نمی‌توانند حرکت کنند. با وجود این نوآوری‌ها، نبردهای این بازی از بقیه جهات عملکرد متوسطی را ارائه می‌دهند که آن‌ها را در مقایسه با عناوینی مثل Fire Emblem یا XCOM ضعیف جلوه می‌دهد. میدان‌های مبارزه یکنواخت و کسل کننده هستند، تفاوت ظاهری یا عملی میان سربازان هر کشور یافت نمی‌شود، مبارزات از اول تا آخر بازی پیشرفتی نکرده و از یک جنس‌اند و اغلب بازه زمانی شروع نبرد تا اولین درگیری زیاد است.

در کل بازی Brigandine: The Legend of Runersia عنوان جاه‌طلب و رقابت طلبی نیست. بنظر می‌رسد سازندگانش بیشتر سعی داشته‌اند تا یک بازی ۲۰ ساله را در قالب سه‌بعدی و قابل قبول‌تر عرضه کنند و تلاشی برای الهام گرفتن از پیشرفت‌های ایجاد شده در این سبک نداشته‌اند. به همین دلیل بسیاری از مشکلاتی که در بازی‌های ژاپنی قدیمی یا بودجه پایین یافت می‌شود اینجا نیز وجود دارند. برای مثال با ترکیب نسنجیده‌ی کلاس‌ها، آیتم‌ها، تجهیزات و بسیاری مکانیک‌های دیگر، بجای عمیق‌تر شدن بازی تنها یادگیری آن‌ها دشوار شده. برای آموزش این سیستم‌های درهم و برهم نیز به متن‌های طولانی و کسل کننده اتکا شده که بازیکن در ساعات اولیه با ورود به هر منو و اجرای هر حرکت، با آن‌ها مواجه می‌شود. حتی با وجود کیفیت خوب Lore بازی، خود داستان بسیار کلیشه‌ای و تکراری است و شخصیت‌پردازی بر پایه‌ی تیپ‌های شخصیتی چیده شده.

مشکل دیگر به عملکرد هوش مصنوعی در فاز حمله باز می‌گردد. در ۵-۶ نوبت اول هوش مصنوعی هیچ‌گونه حرکتی نمی‌کند و به دفاع در برابر حملات شما اکتفا می‌کند. این مسئله باعث می‌شود تا کسانی که برای اولین بار آن را تجربه می‌کنند، پس از مدتی خطر تهاجم را فراموش کرده و تصمیمات غیرقابل برگشتی اتخاذ کنند؛ قافل از اینکه پس از تقریبا ۹-۱۰ نوبت، هوش مصنوعی حالت بسیار تهاجمی گرفته و به دلیل نبود سیستم دیپلوماسی برای فراهم آوردن فرصت تجدید قوا، توانایی مقاومت از شما صلب می‌شود. عامل دیگری که موجب شکست غیرقابل جبران کشورها می‌شود محدودیت شدید موجود برای احیای هیولاهای کشته شده است. با توجه به کمیابی بالای آیتم‌های احیا و نبود هیچگونه فروشگاه در بازی، کشورهای شکست خورده مجبور به استفاده از هیولاهای لول ۱ می‌شوند و هیچگاه توان مقاومت در برابر دشمنان را نخواهند داشت.

بازبینی تصویری:

سبک هنری بازی جلوه‌ی تابلو‌های نقاشی را دارد.

در اوایل بازی با این تومارهای آموزشی دست و پنجه نرم خواهید کرد.

تنها رهبران کشورها از مدل‌های سه‌بعدی منحصربه‌فرد برخوردارند.

با شکست دادن شوالیه‌های دشمن ممکن است تعدادی از هیولاهای آن‌ها را به تصرف خود درآوردید.

فرماندهان شما قبل از نبرد مکالمه کوتاهی با یکدیگر خواهند داشت.

کوئست‌ها راه اصلی بدست آوردن آیتم و تجهیزات است.

با حرکات هوشمندانه نهایت استفاده را از توانایی‌های سربازانتان ببرید!

با کسب فتوحات بیشتر پرده از تاریخ پنهان سرزمین Runersia بردارید.

هم شوالیه‌ها و هم هیولاها دارای کلاس‌بندی هستند.

با بی‌توجهی اوضاع خیلی زود از کنترل‌تان خارج می‌شود.

هیولاها بهترین عملکرد را در مجاورت شوالیه خود دارند.

نکات مثبت:

سبک هنری بسیار چشم‌نواز در بخش VN

Lore خوب و جالب

مکانیک‌های جالب Rune Knightها

ترکیب تاکتیک نوبتی با مدیریت کشور

نکات منفی:

مکانیک‌های پیچیده ولی کم عمق

نبود دیپلماسی

عدم تفاوت کشورها از نظر گیم‌پلی

نقشه‌های یکنواخت و کسل کننده

سخن آخر: بازی Brigandine: The Legend of Runersia ترکیبی است از سبک تاکتیک نوبتی با مدیریت ارتش بر روی نقشه کمپین. با وجود اینکه کات‌سین‌های به سبک رمان بصری این بازی بسیار زیبا طراحی شده‌اند و دنیای آن از Lore عمیقی بهره می‌برد، اما بسیاری از مکانیک‌هایش سطحی و قدیمی بنظر می‌رسند. به همین دلیل این بازی تنها به طرفداران سر سخت این سبک پیشنهاد می‌شود که می‌توانند گیم‌پلی تکراری و گاهی کسل کننده آن را هر از گاهی و برحسب سلیقه تجربه کنند و لذت ببرند.

Verdict

Brigandine: The Legend of Runersia is a game that combines turned-based tactical combat with troop management over a campaign map. While it has great art in its VN-style cutscenes and has a deep Lore for its world, many of its mechanics feel shallow and outdated. As such, this game can only be recommended to die-hard fans of the genre who can enjoy its repetitive and sometimes tedious gameplay in short bursts to scratch that Turned-based tactics itch

Final Score: 6.5 out of 10