نقد و بررسی بازی Vanquish Remastered

"به قلم ابوالفضل مولایی"

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

اصولاً وقتی حرف از دوران طلایی بازی‌های ویدویی شود، بحث‌ها شروع می‌شوند. عده‌ای معتقدند عصر حاضر دوران طلایی بازی‌هاست، برخی در گذشته گیر کرده‌اند و عده قلیلی هم معتقدند روزهای اوج این صنعت نوپا پشت در ایستاده است و هنور وارد نشده است. اما به هر طرف برویم و طرفدار هر ایدیولوژی‌ای باشیم نمی‌توانیم از تاثیرات شینجی میکامی شرقی بر این صنعت چشم پوشی کنیم.

Vanquish که سال ۲۰۱۰ برای کنسول‌های نسل هفت منتشر شد، مثل اغلب آثار میکامی مورد توجه همگان قرار گرفت و تعریف و تمجیدهای فراوان از آن خود کرد. Vanquish از بازی‌هایی بود که هر کسی به دور از هر تعصبی آن را بازی می‌کرد می‌توانست به نکته متفاوت بودن اثر—چه از نظر روایی و ساختاری و چه از نظر گیم‌پلی—از بقیه آثار هم‌سبک خودش برسد.

اصولاً آثار میکامی و سبکی که ایشان در صنعت بازی‌هایی ویدیویی نهاده‌اند، سبکی غربی‌ است که با چاشنی‌های فلسفی-اخلاقی ژاپن آغشته شده است. دلیلش هم قطعاً بنظرم این است که میکامی مثل کوجیما با فرهنگ ژاپن نمو یافته است اما تاثیر عقاید و فرهنگ آمریکایی از دوران کودکی باعث شده است که ساختار آثارشان ترابرپذیر باشند و بتوانند روی هر دو فرهنگ مانور دهند. البته نجات زمین توسط قوی‌ترین ارتش جهان همیشه مورد توجه شرقی‌ها بوده است.

۹ سال از انتشار Vanquish گذشته است و حال ما به لطف Remaster شدنش میتوانیم با تجربه دوباره اثر بر روی کنسول‌های جدید بگوییم آیا هنوز هم این سبک جواب‌گو است یا خیر؟

گیم‌پلی بازی‌های شوتر مدرن، پیچیده و در عین حال ساده‌اند اما بازی‌های شوتر قدیمی ساده، و در عین حال پیچیده بودند. Vanquish بین این آثار است. گیم‌پلی بازی پیچیده نیست اما قطعا ساده هم نیست، چون با بقیه عناوینی که تجربه کرده‌اید متفاوت است و نیاز به زمان دارد تا در‌ آن راه بیفتید. مثلاً برای آنکه اسلحه‌تان را آپگرید کنید باید از یک سری جعبه‌شکل‌های سبز رنگ استفاده کنید که روی زمین افتاده‌اند. من هنوز هم نفهمیده‌ام الگوریتم نحوه یافتن این کیت‌ها چگونه است و به نظر می‌رسد کاملاً به شانس‌تان بستگی دارد که آن‌ها را پیدا کنید یا خیر. در بازی‌های مدرن همه چیز برنامه‌ریزی شده است و اغلب با کشتن شخص مشخصی، کیت مورد نظر به زمین می‌افتد.

در Vanquish، در لحظه می‌توانید ۳ اسلحه و نارنجک حمل کنید. تعداد اسلحه‌های بازی با آنکه زیاد نیستند اما تنوع جالبی دارند و می‌توان گفت از هر کلاس اسلحه، یک مورد یافت می‌شود که البته با اپگرید می‌توانید بهتر کنید. بعضی اسلحه‌ها با آنکه در کل اسلحه‌های خوبی هستند اما در بعضی شرایط مثل جنگیدن با باس‌های قدرتمند بازی که نیازمند تعداد تیرهای کمتر اما قدرتمندتر می‌باشد کم می‌آورند؛ برای همین باید بتوانید اسلحه‌های خود را مدیریت کنید از هر مدل نوع اسلحه برای تاکتیک مورد نظر یکی داشته باشید.

مدیریت خشاب هنوز هم بر روی اعصاب آدم راه می‌روند! بله هنوز هم بزرگترین اشکال آثار کلاسیک اذیت‌کننده است. شما برای آنکه خشاب تمام نکنید لازم است در هر لحظه دنبال اسلحه‌های همشکل باشید که روی زمین یا داخل Chestها قرار دارند، تا خشاب‌تان پر شود. اما خوب درگیری‌های سرعتی بازی و هرج و مرج بدون توفقش، تماماً از یادمان می‌برد که باید روی زمین را هم چک کنیم. این المان درست است که باعث می‌شود از همه اسلحه‌ها استفاده کنید، اما چون با عوض کردن هر اسلحه تمام آپگریدهایتان هم با آن از بین می‌رود، باید از هر مدل اسلحه یکی حمل کنید. در کل به این نکته می‌انجامد که مجبورید در بعضی شرایط با دست خالی و زیر تیربازان شدید دشمن، به این طرف و آن طرف بروید، تک به تک جعبه ها را چک کرده و با مشت از خود دفاع کنید.

باس‌های بازی هم با آنکه تفاوت زیادی با هم ندارند، اما بخاطر انیمیشن‌های سلاخی کردن و ظهور به موقع‌شان تکراری نمی‌شوند و حسی شبیه ترول‌های God Of War 2018 را القا می‌کنند. مثلاً یکی از مدل‌ باس‌های بازی رباتی ا‌ست که باید ابتدا به زانو و آرنج او شلیک کنید تا بعد از افتاد روی زمین هسته مغزی‌اش باز شود و بتوانید تیربارانش کنید. این پروسه را باید چندبار تکرار کنید تا بالاخره باس کشته شود. اگر از قدرت Slow Motion سم درست استفاده کنید، می‌توانید تیر بیشتری به هسته ربات بزنید و زودتر به پیروزی برسید.

قدرت‌های لباس Sam—شخصیت اصلی بازی—جذاب و بازی‌کردنی‌ است. سم به عنوان یک سوپر سرباز ارتش ایالات متحده همراه با همه‌کاره‌اش یعنی النا باید در برابر متهاجمان فضایی که سان فرانسیسکو را با خاک یکسان کرده‌اند مقابله کند. لباس او قدرت‌های جالب و هیجانی دارد که در پروسه بازی تکراری نمی‌شوند و بالانس جالبی دارند. بالانسی که در آثار مدرن دیگر مشاهده نمی‌شوند.

رابطه بین النا و سم مثل رابطه شرق و غرب است: غرب از ابزارآلات و هوش شرقی استفاده می‌کند تا به اهدافش برسد و سم به عنوان سرباز خط مقدم همیشه باید با النا در ارتباط باشد. النا اطلاعاتی درباره لباسش به او می‌دهد و هک دروازه‌ها هم با اوست؛ البته تاثیر النا بر روی گیم آنچنان زیاد نیست و بیشتر در کات سین‌ها ظاهر می‌شود که نشان از ضعف بازی‌ است. در کل از گیم‌پلی که بگذریم بنظرم داستان بازی هنوز هم جوابگوست و با کلیت یانکی‌-گونه و چاشنی سامورایی‌شکل می‌تواند مخاطب امروزی را هم به چالش بکشد. در کل روابط بین شخصیت‌های اصلی و اتحاد، برای شکست آنتاگونیست بازی دیدنی‌ست.

در نهایت باید بگویم با آنکه سالها از انتشار Vanquish گذشته است و بدون در نظر گرفتن فریم قفل ۶۰ بر روی کنسول‌‌های نسل حاضر، تغییرات گرافیکی خاصی نکرده است. این عنوان هنوز هم توانایی این را دارد که مخاطب را چند ساعتی از دنیای واقعی دور کند و با گیم‌پلی جذاب و داستان کلاسیک-تخیلی‌اش بازیکن را در جهان میکامی غرق کند.

بازبینی تصویری:

ارتباط ژاپنی!

آنتاگونیست اصلی بازی که معرفی جالبی در ابتدای بازی دارد

بعد از هر مأموریت یکی از اینها دریافت می‌کنید.

از مرحله‌های جذاب بازی

“دلت برایم تنگ شده دلبندم؟”

نکات مثبت:

گیم‌پلی با گذشت این همه سال هنوز هم جذاب است

داستان کلاسیک خوب

شخصیت‌های جذاب، الاخصوص خود سم

کارگردانی خوب

نکات منفی:

گرافیک بازی چنگی به دل نمی‌زند

باس های بازی می‌توانستند متنوع‌تر باشند

سخن آخر: با آنکه Vanquish حدودا ۹ سال اخیر منتشر شده است، اما به غیر از گرافیک بازی، المان‌های گیم‌پلی و روابت داستانی استادانه، این قدرت را به بازی می‌دهد تا مخاطبان خود را پشت کنترلر نگه دارد و جذابیت خود را در طول بازی از حفظ کند.

Verdict

It’s been approximately 9 years since the original Vanquish was released, but other than graphics, we can all agree that the gameplay and masterful storytelling can still keep the player entertained throughout the whole playthrough

Final Score: 8 out of 10