دانلود رمان استاد مغرور من از مهرداد و ترانه

 

دانلود رمان استاد مغرور من به قلم مهرداد و ترانه با لینک مستقیم 

دانلود داستان استاد دانشجو به صورت پی دی اف و رایگان با لینک مستقیم بدون هزینه

دانلود رمان با فورمت pdf پی دی اف

 

 

خلاصه داستان استاد مغرور من:

روی صندلی نشسته بودم و مثل کارگاه به در کلاس خیره شدم.
می خواستم ببینم این کیه که جای استاد حسامی اومده و نصف بچه های کلاس این همه ازش تعریف و تمجید می کنن.
یکی از علایقم این بود که بقیه رو با خاک یکسان کنم…
الان هم منتظر بودم این شخص تازه وارد بیاد تا غرورش رو که بچه ها ازش تعریف می کردن خورد کنم.
یکدفعه یکی از پشت محکم زد رو شونم و گفت:
_چته؟؟ غرق شدی؟؟

قسمتی از رمان استاد مغرور من

هول شدم و تا خواستم بلند بشم سرم محکم خورد به میز…
انقدر دردم گرفت که مهرداد رو فراموش کردم و یک ریز شروع به غر زدن کردم…

_آخ بر این میز لعنت که از روزی که من پامو گذاشتم توی اینجا یک روز خوش ندیدم.
صدای یواش فری رو شنیدم که گفت:
_ترانه خفه شو لطفا کل کلاس ساکت شدن دارن غرغر های تو رو گوش میدن.
با یاد آوری مهرداد یکی زدم تو سرم و گفتم:
_فری یه جوری سرشو گرم کن نیاد این ور…
یواشکی گفت:
_دیگه دیره چون داره میاد.
قلبم اومد توی دهنم، فوری کتابم رو از روی میز برداشتم و گرفتم جلوی صورتم…
صدای قدم های مردونه ی مهرداد رو حس کردم.
دقیقا بالای سرم وایستاده بود.
بدون عکس العمل منتظر موندم تا ببینم چطوری رسوا می شم تا این که صداش اومد:
_خانم محترم شما اونجا چیکار می کنید؟
خندم گرفت… از اینکه بهم گفت خانم محترم.
البته اون از کجا می خواست بدونه منم!
در کمال خونسردی و آرامش…