نقد و بررسی بازی Sakura Wars

همچون مرواریدی پنهان

"به قلم رضا مدرسی"

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

تصور کنید که تیم مورد علاقه‌ی شما دو هیچ عقب است، امیدی به پیروزی ندارید و با ناراحتی تمام در حال تماشای مسابقه هستید. گاهی اوقات می‌گویید دیگر کار تمام است و نیازی به ادامه‌ی تماشا نیست. اما ناگهان در ۱۰ دقیقه‌ی آخر ورق برمی‌گردد و تیم محبوب‌تان ۲ گل به ثمر می‌رساند و بازی مساوی می‌شود! Sakura Wars نیز به همین شکل جذاب و نگران کننده، هواداران را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد که آیا این تیم لایق برد نیز بود یا نه؟!Sakura Wars عنوانی در سبک JRPGاست که پر از المان‌های یک رمان بصری و در قول ساده‌تر و عامیانه‌تر؛ یک اثر تعاملی می‌باشد.

The Flower Division پس از نبردی مهیب که می‌توانست منجر به نابودی توکیو شود، Archdemon را شکست داده‌اند و او را در لایه‌ی پنهانِ شهر زندانی کرده‌اند، حال ۱۰ سال از این مبارزه‌ی سرنوشت ساز گذشته و خطری که دنیا را تهدید می‌کرد، آرام شده، شما باید در نقش Kamyama کاپیتانِ گروه Flower Division، علاوه بر بازگرداندن این دسته‌ی بازیگر به دوران اوج، از شهر توکیو نیز محافظت کنید و در این اثنا با کاراکترها و اشخاص متنوع و جالبی هم آشنا می‌شوید. اما همه‌ی اینها تا زمانی است که اهریمنِ خفته در لایه‌های تاریکِ شهر برمی‌خیزد و برای انتقام قیام می‌کند. همانطور که دیدید داستان بازی کلیشه‌ای است که در میان ۹۰ درصد آثار قهرمانی شاهد چنین چیزی بوده‌ایم و همیشه نیز از عاقبت و سرانجام قصه باخبر هستیم. همین کلیشه باعث می‌شود که پایان بازی نیز کاملا قابل پیش بینی باشد و حس تعلیق و هیجان از مخاطب دور شود.

اما نخستین چیزی که شروع بازی را برای شما لذت بخش می‌سازد، موسیقی متن به شدت زیبا و جلوه‌های بصری معرکه‌ی آن است. بدون توجه به هیچ یک از فعالیت‌های داخل بازی، شما می‌توانید با خیره شدن به منظره‌ی بیرون ساختمان سینما، و گوش دادن به موسیقی دلنوازِ Kohei Tanaka، خود را به عمق انیمه‌های محبوب‌تان (علی الخصوص Steamboy) فرو برده و چشم و گوشتان را از این اثر هنری سیراب کنید. زیبایی بصری بازی بقدری مسحور کننده است که شاید یکی از افسوس‌هایم در جریان تجربه‌ی Sakura Wars این بود که چرا چنین عنوانی جهان باز نیست تا بتوان از مناظر و زیبایی‌های بیشتری بهره برد! کات‌سین‌های سینمایی و انیمه‌ای Sakura Wars نیز در سطح خوبی قرار دارند و هرچند کوتاه، اما رضایت بخش می‌باشند. در مجموع می‌توان گرافیکِ بازی را یکی از نقاط قوت آن دانست. البته تا زمانی که پای مبارزات و طراحی دشمنان به ماجرا باز نشود.

Sakura Wars در بسیاری از اوقات JRPG بودن خود را از یاد می‌برد و بیشتر در پی ارائه‌ی یک Visual Novel است. این امر در مبارزاتِ بازی به شدت احساس می‌شود و به سادگی می‌توانید ببینید که سازندگان وقت زیادی بر روی سیستم مبارزات نگذاشته‌اند و انگار تنها برای رفع تکلیف این بخش را به بازی افزوده‌اند. در نگاهی جزئی‌تر ایراد اصلی این بخش از بازی که باید بیشتر بدان پرداخته می‌شد، در آسان بودن آن خلاصه می‌شود. کافی است با قفل کردن نشانگر بر روی دشمن، با چند حرکتِ کاملا معمولی و راحت به آنان یورش برده و کارشان را تمام کنید. اگر سازندگان دقت زیادی که بر روی سیستم دیالوگ‌ها وجود داشت را کمی بر مبارزات منعطف می‌کردند و به پیشرفته‌تر کردن آن همت می‌گذاشتند، شاهد عنوانی نامتعادل که همانند دونده‌ای لنگ است نمی‌بودیم. هیچ چالش و تن خاصی در طول مبارزات نمایان نمی‌شود و از این پتانسیل از دست رفته‌ی بازی فقط در مسیر پیشرویِ داستان اصلی "سوءاستفاده" می‌شود.

با نگاهی بر طراحی دشمنان باز هم چاله‌های بیشتری در مبارزات می‌بینیم، به شکلی که بازیکن در جریان چند ساعت مبارزه فقط با ۵ یا ۶ نوع دشمن روبرو می‌شود و همین تعداد کم نیز کیفیت طراحی پایینی دارند. به این صورت که به جای القای حس دشمنی یا ترس، بیشتر حال و هوایی خنده دار و کودکانه ایجاد می‌کنند. طراحی استیج‌ها و محیط‌هایی که مبارزات در آنجا جریان دارد نیز همانند خودِ دشمنان، تکراری و ساده هستند و به هیچ وجه هیجان مبارزات را احساس نمی‌کنید. البته این روند تا پایان بازی ادامه نمی‌یابد و در مرحله‌ی آخرِ Sakura Wars شاهد مبارزاتی جالب، زیبا و کمی نفس گیر هستیم؛ به گونه‌ای که شاید با کمی ارفاق بتوان از سادگیِ بازی در قسمت‌های قبل چشم پوشی کرد. کاش سازندگان با قرار دادن درجه‌ی سختی به بازیکن اجازه می‌دادند که با توجه به علاقه و مهارت خود انتخاب کند که چه چیزی از Sakura Wars می‌خواهد؛ آیا به روایت داستان بسنده می‌کند یا به دنبال مبارزات هیجان انگیز و سخت‌تر می‌باشد.

شما باید در نقش کامیاما کاپیتان گروهی باشید که متشکل از ۵ عضو اصلی می‌باشد و هریک علایق و مهارت‌های خود را دارند. انتخاب‌های بازیکن در جریان بازی می‌تواند رابطه‌ی او با هریک از این ۵ نفر را تغییر دهد، اما این تغییرات چندان هم تاثیرگذار نیستند و عملاً به داستان اصلی کاری ندارند. این امر باعث می‌شود که بازیکن با خود فکر کند نقش مهمی در داستان نداشته و فقط برای پر کردن خلا اجازه‌ی تصمیم گیری به وی داده می‌شود. شاید بخواهید در جواب یکی از اعضای گروه به تندی برخورد کرده و جوابی سربالا به او بدهید و چنین انتخابی نیز می‌کنید، اما پس از روبرو شدن با واکنش منفیِ طرف مقابل، بازی خود دست به کار می‌شود و به جای شما از او عذرخواهی می‌کند.

این کار در بسیاری از لحظات حساسِ Sakura Wars نیز تکرار می‌شود و بیش از پیش کنترل مخاطب بر روی روند پیشروی را محدود می‌کند. دیگر ایرادی که می‌توان از نقاط ضعف Sakura Wars دانست تکراری شدن فعالیت‌های بازی است. چه فعالیت‌های جانبی و چه اصلی، شما را از نقطه‌ی A به نقطه‌ی B می‌فرستند و از نقطه‌ی B به نقطه‌ی A بازمی‌گردانند. تنها کاری که باید بکنید گشتن میان اتاق‌های مختلف ساختمان و پرسیدن حال و احوال اعضای گروه است. متأسفانه این کارهای تکراری با منطقی غیرمعمول آمیخته شده و بازیکن را در حد کودکی که تصور درستی از دنیای پیرامون خود ندارد به پایین می‌کشد. نمود واقعی این منطق رواییِ ضعیف و ناصحیح در جای جایِ بازی پدیدار می‌شود و بدتر از آن، از بازیکن خواسته می‌شود که این موارد را قبول کند و به آن‌ها تن دهد.

اما نقطه‌ی عطف بازی که همانند مرواریدی در صدف پنهان شده و کمی دیر خودنمایی می‌کند، قسمت آخر و پایان بندی آن است. با این‌که پایان Sakura Wars قابل پیش بینی است اما در زمانی که با همین ذهنیت به بخش آخر می‌رسید و با وقایعی عجیب و شوکه کننده روبرو می‌شوید، از اشتباه و قضاوت زودهنگامی که کرده بودید در وهله‌ی اول پشیمان، و سپس خوشحال خواهید شد! شاید بتوان گفت فرشته‌ی نجات Sakura Wars در مرحله‌ی پایانی آن خود را به کمکِ بازی می‌رساند و اگرچه کمی دیر این اتفاق می‌افتد، اما باز هم جای شکر دارد و ارزش تجربه‌ی بازی را بالاتر می‌برد.

بازبینی تصویری:

بازی در همان ابتدای کار، با گرافیکی زیبا و جزئیات دقیق چشمان شما را از آن خود می‌کند.

کات‌سین‌های سینمایی جذاب ولی کوتاه هستند.

منطق بازی به‌گونه‌آی است که انگار در حال قصه گفتن برای کودکانِ زیر ۱۰ سال است! (مخفی کاری تا چه حد؟!).

حدود ۴۰ درصد تجربه‌ی شما در میان اتاق‌های این راهرو سپری خواهد شد.

مبارزات بسیار آسان هستند و با چند ضربه‌ی معمولی می‌توانید کار دشمن را تمام کنید.

استیجی که در تصویر می‌بینید یکی از تکراری‌ترین محیط‌های درون بازی است.

انتخاب‌های متعددی در بازی وجود دارند که بسیاری از آن‌ها بلااستفاده می‌مانند.

ساکورا، ستاره‌ای که می‌توانست بیشتر از این‌ها بدرخشد…

نکات مثبت:

جلوه‌های بصری به شدت زیبا هستند

فضای طنزآلود و مفرحی که در کلِ بازی دیده می‌شود

بخش پایانیِ بازی نقطه‌ی عطفِSakura Wars است

نکات منفی:

مبارزات ساده و پیش پا افتاده

منطق روایی ضعیف و غیرعادی

داستانی کلیشه‌ای و تکراری

طراحی ضعیف دشمنان و محیط‌های داخل بازی

سخن آخر: Sakura Wars یک بازیJRPG است که گاهی اوقات این امر را فراموش می‌کند. شاید اگر تمامی اجزای بازی همانند بخش پایانی آن ساخته می‌شدند هم‌اکنون در کنار گرافیک و موسیقی معرکه‌ی آن، داستان و اتمسفری عالی نیز داشتیم. با این‌که هر یک از ۵ شخصیت درونِ بازی پایان خاص خود را دارند اما کند بودن روند داستان‌گویی شما را برای تجربه‌ی دوباره‌ی این اثر مجاب نمی‌کند.

Verdict

Sakura Wars is a JRPG game that sometimes forgets what it is. Maybe if all the components of the game were made like the final part, we would have had a great story and atmosphere right now, along with the graphics and amazing music. Although each of the 5 characters in the game has its own ending, the slowness of the storytelling process does not convince you to re-experience the work

Final Score: 6.5 out of 10