نقد و بررسی بازی The Division 2 :Warlods of New York

"به قلم علیرضا آب روشن"

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

در گذشته شاهد عرضه بسته‌های الحاقی بسیار خوبی بوده‌ایم و سازندگان مختلف با عرضه این محتویات اضافه تلاش می‌کنند تا بازی‌های خود را بهبود داده و با موارد جدید گیمر‌ها را به تجربه عناوین خود مشغول نگه دارند. ناگفته نماد که عده‌ای نیز با ساخت محتوای جدید تنها به فکر خالی کردن جیب گیمر‌ها هستند و در وعده‌های ناموفق عمل می‌کنند. یکی از بهترین بسته‌های الحاقی عرضه شده تا امروز Iceborn برای بازی Monster Hunter World است که خود از بسیاری بازی‌‌ها، عنوان کامل‌تریست. این عنوان به تمام سازندگان نشان داد که می‌توان افزونه‌هایی با کیفیت بسیار بالا و قیمت مناسب تولید کرد و به فروش بسیار بالا نیز دست یافت. حال بسته الحاقی جدید بازی The Division 2 نیز با هدف بهبود کلی اثر و هم‌چنین اضافه کردن ساعت‌ها محتوای جدید، عرضه شده است. در ادامه بررسی خواهیم کرد که آیا The Division 2 :Warlords of New York در این زمینه موفق بوده یا تنها برای خالی کردن جیب گیمرها ساخته شده است.

عنوان Division 2 یک بازی Shooter Looter بوده که از دیگر عناوین این سبک می‌توان به سری Destiny و یا سری Borderlands اشاره کرد. البته از تفاوت‌های اصلی Division 2 با آن‌ها می‌توان اول زاویه دوربین بازی را نام برد که سوم شخص می‌باشد و دیگری تم زمانی بازی است؛ به این صورت که در 2Division شاهد اسلحه‌های مدرن و گجت‌های نوین جنگی هستیم اما Destiny عنوانی در زمان آینده دور بوده و Borderlands نیز از ریشه، عنوانی تخیلی با دشمن‌های جهش‌یافته می‌باشد. نسخه اول Division نتوانست تا موفقیت بسیار خوبی را رقم بزند اما با عرضه نسخه دوم بازی، شرایط عوض شد و عنوانی درخور را شاهد بودیم که در بسیاری از زمینه‌ها عملکردی خوب داشت. هر چند که نسخه دوم نیز از مشکلاتی رنج می‌برد که بسیاری از آن‌ها در طول زمان برطرف شده ولی در نهایت با گذشت عمر بازی از توجه گیمرها به آن کاسته شد و Ubisoft برای احیا کردن این عنوان و بازگرداندن آن به مرکز توجه گیمر‌ها بسته الحاقی Warlords of New York را عرضه کرد. پیشنهاد میکنم قبل از مطالعه ادامه مطلب نقد بازی Division 2 را مطالعه کنید.

در این بسته الحاقی شاهد اضافه شدن حدوداً ۱۰ تا ۱۵ ساعت محتوای داستانی تازه هستیم که در نقشه‌ای جدید رخ می‌دهد. این بازی به عناوین کلیشه‌ای هالیوود شباهت دارد و داستانی اکشن و بلاک باستری را شاهد هستیم که هر چند نکته مثبتی ندارد، اما به گونه‌ایست که گیمر را ناامید نخواهد کرد و او را برای ادامه دادن بازی تشویق می‌کند. اما بزرگترین مشکل آن وابستگی شدید حفره‌های داستانی و نکات تکمیلی، به پیدا کردن نوارهاییست که این جزئیات را شرح می‌دهند و در سرار نقشه بازی پراکنده شده‌اند. البته برای کاهش فشار ناشی از این عمل بیهوده، با پیدا کردن نوار‌ها XP نیز دریافت خواهید کرد. در این عنوان، فرمت کلی روایت داستان که Ubisoft به شدت به آن علاقه‌مند شده و اولین بار در بازی Farcry 5 از آن استفاده کرد، را شاهد هستیم؛ به این صورت که فلانی آدم بد داستان است و چند تا زیردست دارد. ابتدا زیردست‌ها را شکست داده تا بتوانید سراغ دشمن اصلی بروید که با توجه به جهان باز بودن بازی شیوه خوبی برای روایت است. قاعدتاً این مدل روایت اشکالاتی نیز دارد که یکی از آن‌ها قابل پیشبینی بودن داستان است و همچنین Ubisoft با استفاده بیش از حد از این مدل روایت در بازی‌هایش باعث شده که روشی به شدت کلیشه‌ای به نظر برسد و می‌توان گفت که کوچک‌ترین تلاشی نیز برای تغییر حتی ریزترین قسمت‌های این مدل روایت انجام نداده‌اند.

اما در زمینه تنوع مأموریت‌ها Ubisoft گل کاشته و تمام مأموریت‌های اصلی و فرعی بازی منحصر به فرد هستند. این بازی ۱۰ عدد مأموریت اصلی و ۸ عدد فرعی را شامل می‌شود. مأموریت‌های داستانی بازی ریتم بسیار متفاوتی با هم‌دیگر دارند که باعث می‌شود در این زمینه تیم سازنده را ستایش کرد. در این مأموریت‌ها کارهای بسیار متفاوتی را انجام خواهید داد و در هر مرحله تنوع خوبی را شاهد هستیم. به عنوان مثال، در قسمتی از بازی که مربوط به شکست دادن یکی از زیردست‌های دشمن اصلی است، باید از یک کشتی خراب شده عبور کنیم و در آن شاهد انواع پازل‌های هر چند ساده، اما لذت بخش هستیم. پس از حل کردن این پازل‌ها با انواع لوت پاداش داده می‌شوید که این روند را بسیار لذت بخش می‌کند. البته بعداً به صورت مفصل به سیستم لوت می‌پردازیم. اما در این زمینه همه چیز بی‌نقص نبوده و در بعضی مواقع هم که تعدادشان خیلی کم است، پازل ها اضافی بوده و جوابی بیخود دارند که بیشتر در مواقع شکستن قفل درها صورت می‌گیرد. در مجموع روند پیش‌روی مراحل و همچنین طراحی آن‌ها بسیار عالی صورت گرفته و برای اتمام عنوان به جزء ۲۵ درصد پایانی آن، نیاز به گرایند چندانی ندارد.

طراحی فعالیت‌های جانبی به شکل ساده صورت گرفته است، اما تنوع نسبتاً خوبی را داراست و شامل مواردی همچون گرفتن یک برج رادیویی، آزاد کردن گروگان‌ها، گرفتن یک منطقه خاص از زیر سلطه دشمنان و… می‌شود. این فعالیت‌ها تنوع خوبی بین مأموریت‌های اصلی هستد و باعث می‌شوند تا راه رفتن در نقشه بازی حس پوچی نداشته باشد و همچنین جای خالی mount در این عنوان را کمی پر کنند. همان طور که اشاره شد در این بازی هیچ وسیله نقلیه‌ای وجود ندارد البته نقشه بازی نیز بزرگ نیست و به جای آن تنوع و جزییات زیادی دارد. در انتها باید اشاره کنم بعد از استفاده از mountهای Destiny 2 جای خالی آن‌ها را شدیداً حس میکنم.

تنها مشکل جدی طراحی مراحل نیز بالانس نبودن زمان مورد نیاز برای رد کردن آن‌ها است؛ به صورتی که بعضی مراحل تنها ۵ دقیقه طول می‌کشند و بعضی دیگر که مراحل شکار کردن زیردست‌ها هستند، به شدت طولانی و فرسایشی است. با توجه به اینکه تا پایان مراحل بازی ذخیره نمی‌شود، ممکن است که مأموریت‌ها روندی بسیار آزار دهنده پیدا کنند. به عنوان مثال در یکی از این مراحل به دلایلی که به سیستم Matchmaking مربوط می شود و بعداً توضیح کامل می‌دهم، مجبور شدم تا تک‌نفره بازی کنم. این مرحله برایم بشدت عذاب آور شد و چندین دفعه تمام پیشرفتم را کنار گذاشته و از مرحله خارج شدم در نتیجه تجربه کامل بازی برایم بسیار طولانی تر از زمان مورد نیازش شد. البته این مراحل واقعاً جذاب طراحی شده‌اند و در صورت چند نفره بازی کردن مدت زمانشان نیز اذیت نخواهند کرد.

در زمینه طراحی دشمنان نیز عملکرد بازی قابل قبول است و شاهد انواع مختلفی از دشمنان هستیم که هر کدام نقطه ضعف مخصوص خود را دارند. البته در این زمینه یک مشکل ریز وجود دارد و آن‌هم این است که برای سخت کردن بازی صرفاً دشمنان تانک‌تر می‌شوند و آسیب بیشتری وارد می‌کنند. از این رو شاهد دشمنانی هستیم که ۱۰ دقیقه تمام باید به آن‌‌ها شلیک کنیم تا بمیرند. برای بهبود این مساله می‌توانستند تا حرکات جدید و اسکیل‌های تازه به دشمنان اضافه کنند اما این کار را شاهد نیستیم.

علاوه بر تمام مشکلات ذکر شده، این عنوان دو مشکل شدیداً اساسی دارد که شدیداً تجربه بازی را تحت الشعاع قرار می‌دهند. اولین اشکال مربوط به سیستم Matchmaking بازی است. در این بازی برای پیش بردن خط داستانی با شهر ارواح مواجه خواهید شد و اگر می‌خواهید که مأموریت‌های داستانی را تکنفره نروید، یا باید زمانی بسیار طولانی را منتظر پیدا کردن هم‌تیمی بمانید یا باید عضو clan خوب و دوستانه شوید. البته اگر دوستانتان می‌توانند در این زمینه شما را یاری کنند مشکلی نخواهید داشت اما اگر مانند من تنها باشید این مورد ضربه‌ای اساسی به تجربه شما خواهد زد. متأسفانه با تعویض چندباره clan هم نتوانستم نتیجه مطلوب را پیدا کنم زیرا اکثر clanهای خوب بازی فقط افراد لول مکس را قبول می‌کنند. این مسأله واقعاً برای عمر این بازی عجیب است؛ یعنی در عرض حدوداً یک ماه اکثر افراد بخش داستانی را تمام کرده و مخاطب جدید نیز سراغ اثر نمی‌رود. این نکته بیشترین نمود را در Raidهای بازی دارد زیرا بر خلاف سایر ماموریت‌ها تک‌نفره، رفتنشان واقعاً سخت و طاقت فرساست. این نکته که این دست مراحل برای چند نفره بازی کردن طراحی شده‌اند نیز هم در بازی به شدت مشخص است هم در ابتدا خود Ubisoft به آن اشاره می‌کند. در این سیستم می‌توان هم بصورت Random سراغ فعالیت‌ها رفت و هم می‌توان مأموریت‌های اصلی را به صورت دقیق جستجو کرد.

باید به این نکته اشاره کنم که برای فعالیت‌های بعد از اتمام بازی و حالت‌های PvP مانند Conflict و Darkzone، شرایط و تعداد گیمر‌ها بسیار بهتر است. همچنین یکی از بزرگترین مشکلات بخش‌های PvP بازی نیز همین سیستم Matchmaking آن می‌باشد. در تئوری هنگام ورود به PvP قدرت‌های گیمرها بالانس می‌شوند اما حقیقت چیز دیگریست و هیچ بالانسی وجود ندارد. زمانی که بازی را شروع کردم یک دور Conflict بازی کردم ولی بقیه من را به طرز وحشیانه‌ای می‌کشتند. در ابتدا با چک کردن لول آن‌ها فکر کردم که بالانس صورت نمی‌گیرد ولی بعداً فهمیدم که مشکل از build بوده است و کسی که زمان بیشتری برای بازی گذاشته و لوت‌های سطح بالا دارد (حتی با اینکه اعداد سلامتی و دمیج‌ها بالانس شده) برتری بزرگی دارد؛ آن هم به خاطر مزایای آیتم‌ها و اسکیل‌هایی که بدست آورده است. راه حل این مشکل نیز بسیار ساده است. بازی باید گیمرهای هم سطح را جلوی هم بیاندازد تا اینگونه با اینکه هنوز buildها تاثیر دارند، ولی این تجربه‌های ناخوشایند پیش نخواهد آمد. در مورد بخش Darkzone این مشکل وجود ندارد و برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به بررسی نسخه اصلی مراجعه کنید. در انتها باید به تحریم بودن بازی نیز اشاره کنم که مشکلات خودش را دارد و جدا از سختی وصل شدن به سرور‌های بازی، روی پینگ و پیدا کردن Matchها تاثیر منفی دارد. البته در مجموع ممکن است مشکلات Matchmaking فقط مختص نسخه pc باشد.

مشکل بزرگ بعدی که قطعاً بزرگترین مشکل این عنوان است، به باگ‌های بازی برمی‌گردد و در یک جمله کوتاه شدیداً افتضاح عمل کرده است؛ به صورتی در انتهای بازی به دیدن هر نیم ساعت یک باگ عادت کردم. درست در پایان قسمت آموزشی این DLC و در شروع اولین مأموریت، باید از یک مسیری بالا رفته و خرابه‌های یک Drone را بررسی کرد. زمانی که به نزدیکی‌های لاشه رسیدم، مستقیم در زمین فرو رفتم. بزرگترین مشکل من با باگ‌های بازی این است که به نظر می‌رسد Ubisoft به هیچ عنوان قصد برطرف کردن آن‌ها را ندارد و برای اکثر آن‌ها راه حلی موقت در نظر گرفته شده. برای مثال، در مورد فرو رفتن در زمین بعد از چند ثانیه به نزدیکی مکان فرو رفتن تلپورت می‌شوید ولی اگر دوباره به سمتش بروید همان اتفاق تکرار می‌شود. این مسأله نشان می‌دهد قصدی برای رفع این مشکلات وجود ندارد. برای مثال به عکس زیر توجه کنید که در آن turret به جای قرار گرفتن روی جعبه به داخل آن فرو رفته است.

در زمینه گرافیک شاهد عنوانی چشم نواز با بهینه سازی فوق العاده خوب هستیم. گرافیک برای یک عنوان جهان باز بسیار عالیست اما نباید انتظار Red Dead Redemption 2 را داشته باشید و در زمینه فیزیک نیز عملکردی به شدت ضعیف دارد و حتی از عناوین نسل ۷ بدتر عمل کرده است. راه رفتن به شدت خشک است و خیلی به گوشه و کنار محیط و دیوارها گیر می‌کنید و تقریباً کوچک‌ترین تعامل‌ها را نیز با محیط بازی ندارید. تخریب پذیری دنیای بازی نیز صفر مطلق است و شاهد هیچ چیزی نخواهید بود. در مورد فیزیک اسلحه‌ها بازی عملکرد بهتری داشته و با اینکه با عناوینی مانند سری Call of Duty فرسنگ‌ها فاصله دارد، قابل قبول است. شلیک کردن با این تفنگ‌ها برای یک عنوان سوم شخص خوب کار شده اما صدای شلیک آن‌ها به شدت مصنوعی می‌باشد. در عوض دیالوگ‌ها و صداگذاری شخصیت‌ها بسیار خوب کار شده است.

در زمینه طراحی نقشه، بازی عملکردی بسیار عالی دارد. نیویورک آخر زمانی به زیبایی هر چه تمام‌تر کار شده و در این مورد بازی شاهکار است و حتی شاهد منطقه چینی‌ها نیز هستیم. البته طراحی محیط با واقعیت فرق دارد. با اینکه نقشه وسیعی را شاهد نیستیم اما گوشه کنار نقشه چیزی برای عرضه دارد و می‌توانم بگویم عملکردی مانند وعده‌های CD Project Red در مورد بازی Cyberpunk 2077 دارد. در بازی قابلیت Fast Travel نیز وجود دارد که تا حدی مشکل نبود وسایل نقیله را رفع می‌کند اما حقیقتاً اگر امکان جابه‌جایی با موتور در نیویورک وجود داشت، لذت بازی دو چندان می‌شد.

اما این بازی هر چقدر هم که نکات منفی داشته باشد، سیستم RPG و لوت کردن بسیار خوبی دارد. در این DLC شاهد افزایش حداکثر سطح گیمرها از ۳۰ به ۴۰ هستیم. در سراسر نقشه بازی منابعی وجود دارد که با لوت کردنشان می‌توان انواع وسایل را ساخت که این وسایل شامل اسحله‌ها، لباس‌ها و تجهیزات تفنگ‌ها می‌شوند. همچنین در جای جای نقشه سلاح ها و لباس نیز برای لوت کردن وجود دارد که خود لباس‌ها به دو بخش تزیینی و زره تقسیم می‌شوند. در مأموریت‌ها، لوت‌ها در جاهایی مخفی شده و با حل کردن یک پازل به آن‌ها می‌رسید؛ همچنین دشمنان نیز تفنگ‌ها و زره‌ها را در کیفیت‌های متفاوت دراپ می‌کنند که با پیشرفت در بازی و کشتن دشمنان قوی‌تر به لوت‌های با کیفیت‌تر دست می‌یابید.

بالاترین سطح آیتم که توانستم به آن دسترسی پیدا کنم Exotic است. یکی از مهم‌ترین تغییرات این DLC نسبت به نسخه اصلی اضافه شدن قابلیت ارتقای سطح این ‌آیتم‌های Exotic می‌باشد. هرچند که هنوز در دسترس نیست اما در اپدیت بعدی اضافه خواهد شد و باعث می‌شود تا آیتم‌های Exotic سطح ۳۰ را به سطح ۴۰ ارتقا داد. همچنین هر سلاح را می‌توان با تجهیزاتی که لوت یا ساخته شده، شخصی‌سازی کرد و قابلیت‌های آن را ارتقا داد و البته تفنگ‌های سطح بالا نیز دارای اسکیل‌های مخصوص خود هستند. برای مثال یکی از Light Machinegunهای بازی در صورت تعویض خشاب مقداری به زره‌تان اضافه می‌کند. کشتن باس‌ها نیز یک دراپ سطح بالا داشته و علاوه بر آن، یک اسکیل جدید نیز دراپ می‌کنند و شاهد Shock Trap، Decoyو Sticky Bomb هستیم. همچنین در صورت رسیدن به لول ۴۰ اینگونه نیست که دیگر پیشرفتی صورت نگیرد و می‌توان XP را خرج افزایش Stat‌ها کرد.

سیستم پرداخت‌های درون برنامه‌‌ای نیزحالت P2W ندارد و این برای یک بازی Shooter Looter نکته‌‌ای بسیار حیاتی است. همچنین بتل پس نیز با رسیدن به سطح ۴۰ به بازی اضافه می‌شود که دارای ۱۰۰ Tier بوده و همانند بقیه عناوین، نسخه مجانی و پولی دارد. البته در مقایسه با سایر بازی ها جوایز مجانی بازی بسیار بهتر است.

بازبینی تصویری:

فضای آخر الزمانی

در Conflict برای انتخاب نقشه رای گیری می‌شود

یکی از فروشگاه‌ها

قرارگاه اصلی

دیالوگی مناسب بعد از سلاخی باس!

نکات مثبت:

سیستم لوت بسیار عالی

طراحی مراحل به شدت جذاب

نقشه پرمحتوا و پرجزییات

صداگذاری کاراکتر‌ها

گرافیک زیبا

تنوع قابل قبول دشمنان

Darkzone

فعالیت‌های جانبی متنوع

نکات منفی:

باگ باگ باگ

سیستم Matchmaking به شدت افتضاح

فیزیک نسل ۶

conflict بسیار ناجوان‌مردانه برای افرادی که کمتر بازی می‌کنند

طولانی بودن بیش از حد بعضی مراحل و کوتاه بودن بیش از حد بعضی دیگر

صرفاً تانک کردن دشمنان برای سختی بیشتر

نبود وسایل نقلیه

مسدود بودن سرورهای بازی برای بازیکنان ایرانی

سخن آخر: به هیچ عنوان نمی‌توانم خرید این DLC را به شما پیشنهاد کنم. Warlords of New York از کیفیت کافی برخوردار نیست و پالیش نخورده است. البته شاید اگر Destiny 2 را بازی نکرده بودم می‌توانستم نظر بهتری به این عنوان داشته باشم. پیشنهادم به شما این است که اگر Destiny 2 را بازی نکرده‌اید ابتدا به سراغ آن رفته و اینقدر بازی کنید تا برایتان غیر قابل تحمل شود و بعد از آن به سراغ این DLC بروید. البته ناگفته نماند نسخه اصلی بازی به خصوص در زمینه باگ ها شرایط بسیار بهتری را دارد و بدون نیاز به این DLC بهبودهای سیستم لوت را دریافت کرده است.

Verdict

I cannot recommend this DLC at all. Warlords of New York does not have sufficient quality and lacks polish. Maybe I would have had a more favorable impression of the game, had I not experienced the excellent Destiney 2. I suggest you play Destiney 2 until you are sick of it, and only then try this game. I also have to point out the fact that the original game is in a much better state, as far as bugs are concerned, and enjoys the improved loot system that comes with this DLC

Final Score: 6.5 out of 10