نقد و بررسی بازی Luna: The Shadow Dust

"به قلم عرفان حایری"

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

تعداد بازی‌های مستقل روز به روز بیشتر می‌شوند و در هر کدام شاهد خلاقیت‌هایی هستیم که در خیلی از بازی‌های بزرگ نمی‌توان پیدا کرد. Luna: The Shadow Dust از آن دست عناوین است که چند سالی یک پروژه کیک‌استارتر بوده و با انیمیشن‌هایی که تماماً به صورت دستی تهیه شده، توجه زیادی را به خود جلب کرده و توانسته با حمایت‌های مالی، ایده‌های خود را به بهترین شکل پیاده سازی کند؛ ایده‌هایی که در نهایت به یکی از بهترین عناوین اشاره و کلیک دهه اخیر تبدیل شده است.

Luna: The Shadow Dust در ابتدا صرفاً یک بازی معمایی کودکانه به نظر می‌رسد که این روزها نمونه‌اش در تلفن‌های هوشمند زیاد پیدا می‌شود. در منو بازی از هیچ حروفی استفاده نشده و همه چیز به صورت نماد طراحی شده تا فهم آن برای کسی که سواد خواندن و نوشتن ندارد نیز آسان باشد. همین موضوع بیشتر باعث شد تا در خیال خودم مطمئن شوم که مخاطب این بازی فقط کودکان هستند. اما در مراحل پایانی، جنبه‌ای دیگر از بازی رو می‌شود که شما را غافلگیر می‌کند. آغاز بازی با صحنه‌ای سینماتیک است که شخصیت اصلی، یعنی یوری را در حال سقوط از یک ارتفاع بلند نشان می‌دهد که در نهایت توسط یک نور نجات پیدا می‌کند. نکته جالب اینجاست که شما به هیچ‌ وجه متوجه تفاوت انیمیشن اولیه با طراحی‌های موجود در گیم‌پلی بازی نمی‌شوید و برای چند لحظه ممکن است احساس کنید که هنوز بازی شروع نشده است. چنین ظرافتی در اجرای طراحی هنری، واقعاً قابل تحسین است و نمی‌توان مشابه‌اش را در هر بازی ویدیویی پیدا کرد.

روند طراحی مراحل در این بازی کاملاً هوشمندانه انجام شده است. به طور کلی، یک هدف ساده وجود دارد؛ معما را حل کنید. راه خروج از اتاق را باز کنید و وارد اتاق بعدی، در طبقه بعدی یک برج بلند شوید. این سادگی در تمامی مراحل و همچنین داستان بازی نیز وجود دارد. اما با بیشتر شدن جزئیات در هر اتاق، بازی عمق بیشتری پیدا می‌کند و مخاطب را به مرور شیفته خود می‌کند. شما در هر اتاق با معمایی متفاوت مواجه می‌شوید که حل کردن آن‌ها، تنها راه رسیدن به طبقه بعدی است. طراحی‌ هنری و موسیقی بازی، توانسته‌اند حس بهتری به معماها بدهند و لحظات شیرینی را برای مخاطب خود ایجاد کنند. با وجود اینکه بازی در ابتدا کودکانه به نظر می‌رسد، اما حتی طراحی ساده‌ترین معماها نیز به گونه‌ای نیست که بتوان بدون فکر آن‌ها را حل کرد. یکی از مواردی که ارزش این عنوان را بالا می‌برد این است که هیچ عجله‌ای ندارد تا ایده‌هایش را به نمایش بگذارد. بازی اجازه می‌دهد تا کاملاً با دنیای بازی ارتباط برقرار کنید و به خوبی رابطه میان دو شخصیت اصلی، یوری و Layh ، برایتان ملموس شود.

Layh شخصیت کوچک و بامزه‌ای است که از بعد از حل کردن چند معمای اولیه، به همراه اصلیِ یوری تبدیل می‌شود. اکثر معماهای بازی نیاز به همکاری این دو شخصیت دارد که البته هر دو باید توسط شما کنترل شوند. گاهی اوقات لازم است تا یکی را در جایی نگه دارید تا دیگری بتواند با کمک او، معما را حل کند. به طور کلی شاهد فعالیت‌های جالب و متنوعی از جانب این دو شخصیت هستیم. بخش‌های کوچکی هم در بازی وجود دارند که هر کدام از آن‌ها، به تنهایی به حل معما می‌پردازند که مراحل چالش برانگیزتری محسوب می‌شوند.

از دیگر مواردی که لونا را جذاب‌تر از سایر عناوین مشابه خود می‌کند، هماهنگی موسیقی با گیم‌پلی و حل معماهاست؛ به گونه‌ای که در لحظاتی یادآور بازی موفق Gris می‌شود. این موضوع باعث شده تا حل معماها و پیشروی در داستان لحظه به لحظه جذاب‌تر شود.

همانطور که گفتم، لونا روند بسیار خوبی را برای جاگذاری مراحل پیش گرفته است و هرچه جلوتر می‌رویم؛ شاهد معماهای طولانی‌تر، جذاب‌تر و چالش برانگیزتر می‌شویم. همزمان با سخت‌تر شدن و جدی‌تر شدن معماها، داستان نیز فضای جدی تری به خود می‌گیرد و از فضای صرفاً کودکانه دور می‌شود. البته منظور این نیست که لونا از آن دسته بازی‌هایی است که بامزه شروع می‌شود و در نهایت بسیار تاریک و ترسناک می‌شود. اگر اهل تماشای کارتون‌هایی مانند وقت ماجراجویی باش، می‌دانید که مخاطب اصلی آن‌ها کودکان هستند. اما عمیق بودن داستان و شخصیت‌ پردازی‌ها، باعث شده تا مخاطبین بزرگسال نیز به آن‌ها جذب شوند. لونا نیز چیزی مشابه به این‌گونه کارتون‌هاست.

هرچند داستان بازی در مراحل اولیه بسیار روند کندی دارد و به دلیل آسان‌تر بودن معماها، تمرکز روی آن‌ها بیشتر است؛ اما از نیمه دوم، داستان نیز اهمیت زیادی پیدا می‌کند. هرچه جلوتر می‌رویم، یوری بیشتر گذشته خود را به یاد می‌آورد و از رازهای داستان پرده برداری می‌شود. نکته جالب اینجاست که هرچه داستان جدی‌تر می‌شود و عمق بیشتری پیدا می‌کند، علاوه بر سخت‌تر شدن معماها، طراحی محیط‌ها نیز جو جدی‌تری به خود می‌گیرند. همچنین آن‌ها با رعایت این موضوع که همچنان مناسب مخاطب کم سن و سال باشند، تبدیل به محیط‌هایی می‌شوند که می‌تواند مخاطب بزرگسال را نیز جذب کند. این هماهنگی توانسته جذابیت بیشتری به بازی دهد.

در نیمه دوم بازی نیز علاوه بر جدی‌تر شدن فضای بازی، شاهد تنوع بیشتری در محیط‌ها هستیم و دیگر هر مرحله به یک اتاق کوچک بسنده نمی‌کند. حتی بخشی از بازی را در آسمان و کنار ستاره‌ها سپری می‌کنید و بخشی دیگر وارد اتاقی می‌شوید که هر بار شما را به یکی از فصل‌های سال می‌برد تا با جابجا شدن بین آن‌ها باید بتوانید راهی برای نجات درختان در تمامی فصل‌ها پیدا کنید که یکی از سخت‌ترین و جذاب‌ترین معماهای بازی محسوب می‌شود. درست است که نیمه دوم معماها دشوارتر و جدی‌‌تر هستند. اما متأسفانه تعدادی از آن‌ها راهی جز آزمون و خطا ندارند که ممکن است شما را کلافه کند و گاهی هم شاید چند پاسخ مشابه برای معماها وجود داشته باشد که جلوی هیجان بازی را می‌گیرد. اما خوشبختانه تعداد این گونه معماها بسیار کم است و به طور کلی شاهد یک تناسب قابل قبول میان آن‌ها هستیم.

بازبینی تصویری:

طراحی‌های هنری زیبا و متفاوت

انیمیشن‌های فوق‌العاده دوست داشتنی که حسی نوستالژیک دارند

تقریباً تمام اتفاقات بازی در یک برج بلند رخ می‌دهد

تنوع محیط بسیار بالا

از عجیب‌ترین معماهای بازی

نکات مثبت:

طراحی هنری دلنشین

انیمیشن‌های جذاب

داستانی که بیشتر از آنچه که به نظر می‌رسد مفهوم دارد

موسیقی‌های زیبا و هماهنگ با مراحل

بیان احساسات و شخصیت پردازی قوی بدون یک کلمه دیالوگ

نکات منفی:

عدم وجود قابلیتی برای تند راه رفتن در محیط‌های بزرگ

تعداد کمی از معماها خیلی زود تکراری می‌شوند

سخن آخر: Luna: The Shadow Dust در نگاه اول یک بازی بسیار ساده و کودکانه به نظر می‌رسد که در نهایت با حفظ سادگی خود، سعی می‌کند تا داستان زیبا و عمیقی را در کنار معماهای جذاب و طراحی‌های هنری زیبا ارئه دهد. با وجود اینکه مشکلات کوچکی در بازی وجود دارد، اما باز هم یکی از شیرین‌ترین تجربه‌های اشاره و کلیک محسوب می‌شود.

Verdict

Luna: The Shadow Dust might seem like a simple and childish game at first glance. Eventually though, while maintaining its simplicity, the game tries to tell a beautiful and deep story along with its interesting puzzles and art design. Despite the existence of minor problems in the game, it manages to remain one of the most enjoyable experiences in the point and click genre

Final Score: 8.5 out of 10